ابو الفضل مير محمدى زرندى
233
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
در مقابل اين گروه كسانى نيز ديده مىشوند كه به نسخ قائل نيستند و در وجه آن گفتهاند كه اين تبديل حكم يا براى اين است كه حبس در آيه سابق مؤبد نبوده بلكه نهايت و غايتى داشته است ( بمانند آيه « أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا » كه ممكن است حدى كه در آيهء سوره نور آمده همان سبيل باشد كه در آيهء اول ذكر شده است ) پس نبودن حكم بعد از انقضاء مدت و غايت حكم ، نسخ نيست چنانچه اگر گفته شود فلانى را تا ظهر حبس كن پس وقتى كه ظهر رسيد و آزاد شد گفته نمىشود حكم سابق نسخ شد بلكه امد و وقت آن تمام شده است « 1 » . و يا براى اين است كه بين آيه اول و دوم تنافى نيست تا موجب نسخ گردد بلكه هر يك به مطلبى ناظر است ، مثلا آيه اول دلالت بر حبس دارد تا دوباره مبتلا به فاحشه نشود و آيه دوم دلالت دارد بر اينكه تازيانه بر او زده شود تا حد و جزاى اعمال خلافش باشد و نيز براى ديگران عبرت بشود . بله هر گاه زن در اثر رجم و يا تازيانه بميرد قهرا حبس از بين خواهد رفت و در غير آن ، حكم حبس باقيست تا سبيلى براى او از ناحيه خداى تعالى برسد « 2 » . اما آنچه از آيه براى ما استفاده مىشود اينكه : مراد از كلمهء « فاحشه » بر حسب ظاهر لفظ و قطع نظر از رواياتى كه در تفسير آيه وارد است همان امور قبيحهاى است كه قبحش زياد و فاحش باشد كما اينكه بعضى از كتابهاى لغت نيز به آن تصريح كرده است « 3 » . پس فاحشه شامل معصيتهاى بزرگ زنان است كه به آن ممارست داشتهاند مانند زنا و مساحقه پس در عموم آيه اگر نسخى باشد دربارهء حد زنا فقط مىباشد نه جميع افراد آن و اين نيز در صورتى است كه بگوييم : حبس در سابق ، حد زنا بوده سپس با آيه تازيانه نسخ شده است . اين معنا كه گفته شد همانطور كه گفتيم قطع نظر از اخبار امامان معصوم ( عليهم السلام ) بود و اما با توجه به اين كه بايد آنها را نيز ملاك قرار داد ، مىبينيم كه در روايات ، مقصود از فاحشه را زنا ، و از حد ، حبس تمام عمر را دانستهاند و مقدارى از آنها عبارتند از : 1 - مرحوم سيد هاشم بحرانى با سند خود از امام باقر ( عليه السلام ) روايت مىكند كه :
--> ( 1 ) مجمع البيان ، در تفسير آيه ، به نقل از بعضى از مفسرين ، ج 3 ، ص 21 . ( 2 ) تفسير البيان ، ص 215 . ( 3 ) اقرب الموارد ، ج 2 ، و مجمع البحرين ، ج 4 ، ماده « فحش » .